ماجرای
دادشاه: "خان" ولی
نعمت و" تفنگچی" آن هر دو از تحصیلکردگان بیزارند
اخیرا مقاله هایی توسط آقایان
عبدالکریم بلوچ و پیام امید
در باره وقایع جریان دادشاه در سایتهای الکترونیکی
انتشار یافته است.هدف آقای ع. بلوچ ظاهرا نقل چگونگی جریان
دادشاه ازدیدگاه قشری و قبیله ای خود بوده است. در عین
حال مقاله را با حمله به تحصیلکردگان
بلوچ شروع می نماید و هم با سرزنش و با این گفته که "اگر
واقعا دکتر هستید باید آستینها
را بالا زده و اسلحه بدوش به بلوچستان بروید" پایان می دهد. مخالفت آقای
ع. بلوچ با قشر تحصیلکرده و روشنفکر
بلوچ به اینجا ختم نمی شود.ایشان در مقاله ای دیگر
در جواب آقای عبدالرحیم بلوچ روشنفکران بلوچ را فرزندان تفنگچیان یا مالیات بده های خوانین
خوانده و از نویسنده می خواهد که روشن کند او فرزند تفنگچی است یا
مالیات بده: " چون من اطلاع دارم بعضی از فرزندان همان تفنگچیان
خوانین اکنون خود را انقلابی جازده اند واز ولی نعمتهای
خود بسختی انتقاد میکنند وبا عوامل کاری ندارند فقط یحقه
وامر راچسبیده اند همه مدانیم که قدرت ونفوذ خان در گذشته
بوسیله همان افراد تامین وتضمین میشده واگر بی
طرفانه قضاوت بکنید باید جنایات را پنجاه پنجاه بین خان
وافراد مسلحش ووابسته اش تقسیم بنماید. یقین دارم ابا واجداد روشنفکر نماها یا افراد
مسلح خان منطقه خود بوده اند ویا رعیت ومالیات بده. ... شما ضد
خان مردانه بمن بگوئید جزکدام طبقه بوده اید تفنگچی ویا
مالیات بده تا من هم علت نگرانی شما را از گذشتگان خودت اگاه سازم ولی
بنظر من خانواده شما از تفنگچیان خان منطقه خود بوده اند.
ایشان در در جای دیگر از این
مقاله در جواب آقای عبدالرحیم بلوچ به شعرا و رهبران مذهبی بلوچ
چون داستان دادشاه را آنطور که آقای ع. بلوچ قبول دارد بیان نکرده اند
هم حمله می کند. او مثال "پیراهن عثمان" را که ضد مذهب تسنن
است را به شاعر ملی بلوچستان و یکی از رهبران مذهبی
بلوچستان مرحوم مولوی عبدالله روانبد نسبت می دهد و طوری وانمود
می نماید که این بزرگوار فقط دادشاه را پوششی برای
اظهار خشم خود در مقابل حکومتهای وقت قرار دهده بود. این به این
معناست که در واقع واجه روانبد از یک شرور برای حمله به
"شرَ" بزرگتری استفاده می نموده است.
سرانجام
وجه و اهمیت تاریخی مقاله آقای عبدالکریم
بلوچ توسط آقای پیام امید
درک شده و ایشان نیز سهم خود را در سرزنش نمودن تحصیلکردگان
بلوچ "دکترادار" ادا می نمایند!! مقاله آقای پیام
امید در سایت جبهه متحد بلوچستان (جمهوریخواهان) انتشار یافته
است. البته امیدوارم که مواضع مطرح شده موضع رسمی جبهه در مورد جامعه
بلوچستان و حوادث تاریخی آن نباشد چون آقای پیام امید
یکی از رهبران جبهه می باشد.
آقای امید در مقاله خود بعد از ارایه
درک بسیار ابتدایی خود از جامعه بلوچستان و نامیدن روابط
عشیرتی "فدرالیسم" سنتی به تزهای جدیدی
در علوم اجتماعی دست می یابد که امیدوارم که قصد
"گرفتن" دکترا در این رشته را داشته باشد. البته ما آ قای پیام
امید را از قبل بعنوان متخصص امور اقتصاد ونیز متخصص علوم کامپیوترو
اخیرا هم کارشناس مدیریت می شناسیم و اینکه
در کدامیک از این علوم مدرک آکادمیک دارند مهم نیست چون
تجربه بالاتر از علم و مدرک دانشگاهی است. هدف این مقاله بررسی مدارک آکادمیک یا سهم
آقای امید در پرورش "آکادمیسین های" نسل
جدید بلوچ و یا حتی خدای نکرده بررسی سابقه گذشته
فعالیتهای اجتماعی-سیاسی-تشکیلاتی ایشان
نیست بلکه هدف اشاره این مطلب است که ایشان نیز بعنوان
فرزند یک "تفنگچی" که بقول آقای ع. بلوچ 50 درصد
گناههای ظلم خوانین را باید بعهده بگیرند دین خود
را در محکوم کردن دادشاه ادا کرده اند. جالب هم این است که ایشان هم
دقیقا با همان روش "خان" ولی نعمت اول به تحصیلکردگان که به قول ایشان
به زعم داشتن درجه دکترا روش تحقیق
علمی را بلد نیستند وفدرالیسم را هم نمی فهمند و با آن
مخالفند آنها را جدا از ملت بلوچ هم می نامد. آقای پیام امید
در مورد تاریخ و تاریخ نویسی چنین می فرمایند :"به قول اندیشمندی، تاریخ حادثه
ایست که اتفاق نیافتاده است و به قلم نویسنده ای که آنجا
نبوده است" . بنده حقیقتا باید بگویم که تابحال فکر می
کردم که این تعریف افسانه است نه تاریخ!! فرق تاریخ با افسانه این است که
تاریخ گرازش آنچه است که اتفاق افتاده است و افسانه چیزی است که
اتفاق نیفتاده است. مثلا بخش زیادی از شاهنامه افسانه است ولی
اینکه حکومت پهلوی وجود داشته است و دادشاهی هم وجود داشته است
و اینکه تعدادی از هر دو طرف کشته شده اند تاریخ است. در
ادامه مطلب خود آقای امید می گویند: " آنچه که
ما و دکترا ھاى ما مٽل دکتر محمد حسن حسين بر بدون تحقيق مى نويسيم٬
نھايت سطحى نگرى به وقايع تاريخى٬ و خالى از ارزش علمى تاريخ نويسى و وقايع
نگارى و تحليل اجتماعى٬ تاريخى است. و به اين دليل است که بحث بر سر قھرمان
بودن دادشاه براى ملت بلوچ بسيار داغ شده است و اين جرقه آتش از طرف فرھيختگان وPhD داران بلوچ ما زده شد٬و انتظارى که ما (ملت بلوچ بدون پي اچ دى) از تحليل گران
سياسى٬ اتقصادى و اجتماعى( پي اچ دى دار) خود داشتيم و داريم به نظر من
بسيار بالاتر از آن بوده که مشاھده کرده ايم و اين کمال مأيوسى ما نسبت به آينده
تحليل گران سياسى٬ تاريخى٬ اجتماعى و اقتصادى بلوچ است. انتظار ما اين
بوده است که اين تحصيل کردگان و دکترا داران ما٬ ارزش و مقام سياسى٬
اجتماعى و فرھنگى مارا بين ملل پيش کسوت ارتقاء دھند و ھمراه با دليل٬ مدرک٬
شھود و اثبات به ملل پيش کسوت بفھمانند که ما ھم ملتى در سطح درک سياسى٬
اجتماعى٬ فرھنگى با آنھا ھستيم. ما نيز روشھاى علمى تحقيق را ياد گرفته ايم
و با تحقيقھاى علمى در ھر زمينه اى با آنھا برابرى خواھيم کرد و بنا بر اين شايسته
برسميت شناختن برابر با ملل پيش کسوت ھستيم. متأسفانه پيش کسوتان پي اچ دى دار ما
در تحليلھاى خود عجله کرده و بى آنکه زحمتى به خود بدھند و تحقيق وقايع را پيگيرى
کنند٬ وقايع را آنطور که از خانواده و يا افراد بئ اطلاع شنيده اند٬
يا در کتابھاى و تبليغات جمھورى اسلامى خوانده اند و يا از تماشاى فيلم ياد گرفته
اند و يا در اينترنت خوانده اند٬ باور کرده اند و اين داستان سرايى غير علمى
را به عنوان سند٬ مدرک و حقيقت به خورد ما مى دھند. به نظر ميرسد٬
اينھا دکترا ھايى ھستند که با فدراليسم مخالفت ميکنند به دليل اينکه بنا به درک
آنھا يوگوسلاوى يک فدراليسم بود که باعث نابودى آن کشور گرديد٬ اينھم سھم
درک دکتراھاى ما از فدراليسم و علم تخصصى و تحليل علمى آنھا." البته نمی دانم که چرا آقای پیام
امید همان راه ع. بلوچ
را نرفته است و خیالش را با این جمله که تمام اینها فقط دنبال
گرفتن مدرک بوده اند (و آنهم به سفارش جمهوری اسلامی!) راحت نکرده
است؟ بنده آقای دکتر حسین بر را نه دیده ام و نه میشناسم
ولی فقط می دانم که حتما اگر روزی رهبریت جبهه متحد
بلوچستان در فدراتیو بلوچستان به ایشان گفت که برود جای خالی
کرسی استادی دانشگاه بلوچستان را پر کند نه نخواهد گفت!! همانطور که در
شرایط خفقان کنونی زمانی که رهبریت جبهه از
"دکتراها" دعوت کرده بود که در سمینارش در لندن شرکت کنند تعداد زیادی
با دل و جان در آن حضور یافتند و سمینار را هم پر بار نمودند و هم
جبهه را سر افراز! در آن جلسه مشخص شد که اکثر این دکتراها فقط فیلم
تماشا نکرده بودند یا فقط در پالتاک خود را متخصص این یا آن علم
طبق میل خود معرفی نکرده بودند. در ضمن تمام دکتراهایی که
در آنجا حضور داشتند با فدرالیسم هم مخالفت نداشتند آنطور که آقای پیام
امید آنها را متهم می نمایند!! در ضمن این را به آقای
پیام امید هم باید یاداوری نمود که تجربه کار سیاسی-تشکیلاتی
و اجتماعی خیلی از اینها از مجموع سابقه شما بیشتر
است و خوشبختانه با وجود کوششهای جمهوری اسلامی در خرید
آنها تاکنون هیچکدام خود را نفروخته است.
بگذارید درک آقای امید را از تاریخ از نوشته خود او
نقل کنیم: "بسيارى از ھموطنان بلوچ به مقاله آقاى عبدالکريم بلوچ
اعتراض کرده اند و بد و بيراه ھايى را نيز نثار ايشان کرده اند. ولى اين جماعت
ارزش تاريخى اين مقاله را درک نکرده اند که اگر چه تاريخچه اى از خوانين و سرداران
بلوچ را بيان کرده است و آنھا را قھرمان قلمداد کرده است٬ ولى بيشترين ارزش
اين مقاله در آشکار کردن حقايق ماجراى دادشاه و جنايات اين قھرمان ننگ و نابودى
بلوچ است و تاريخچه اى از بلوچستان معاصر است. دوست عزیز!
شما از طرفی دیگران را متهم می کنید که از اطلاعات دست
چندم استفاده نموده و و آنها را تاریخ می نامند ولی از طرف دیگر
اطلاعات داده شده در مقاله آقای ع. بلوچ را عین حقیقت تاریخی
می دانید بدون اینکه شما با افرادی که ایشان بعنوان
شاهد خویش معرفی نموده اند مصاحبه نمایید. تاریخ
همانند سایر علوم سند اثباتی می طلبد و روشهای تحقیقی
خاص خود را دارد.کلیه جوانب جریان دادشاه اصلا مشخص نیست که چه
بوده است و چگونه بوده است ولی آنچه مشخص است این است که ریشه
در کشمکشها و تضادهای نیروهای درونی بلوچستان بر سر کسب
قدرت از یکطرف و فشار حکومت مرکزی در برقراری حکومت یکپارچه
خویش از طرف دیگر و همچنین بیزاری مردم بلوچ از
تمام ستمگران چه ملی چه مرکزی. شکی نیست که بررسی این
چنین شرایط پیچیده ای از عهده فقط متخصصین
علوم مربوطه بر می آید.یکی از دلیل هماهنگی
کارها در جوامع پیشرفته که شما به آنها اشاره می کنید تقسیم
کار پیشرفته است. این به این معنا است که تخصصها همواره موارد
کوچکتری را در بر میگیرند. بیایید همانند
جوامع پیشرفته به دانش آموختگان و تحصیلکردگان خود اعتماد و احترام
داشته باشیم چونکه برقراری و اداره یک جامعه پیشرفته علم
و آگاهی لازم دارد و فقط با حدس و گمان و بازگویی وقایع
بدون پژوهش پدید نمی آید. نکته دیگر اینکه جنبش ملی
به تمام نیروهای خود اعم از بیسوادان تا استادان دانشگاه و
تجربه ریشسفیدان و شجاعت و دلاوری جوانان و مهارت زنان و دختران
بلوچ. به امید پیروزی ملت مان.
سهراب دسامبر 2007
تماس sbaloch61@gmail.com