چرا آموزش همگانی باید به فارسی باشد؟    پاسخ به آقاى فرهاد عرفانی – مزدک -          
در پاسخ به آقاى فرهاد عرفانی - مزدک که گفته ھاى راديو صداى آمريکا را تقل قول کرده اند بگويم که من نميدانم که شما در کجا زندگى ميکنيد ولى من در قلب ايالات متحده آمريکا زندگى ميکنم و از چون و چرا ھاى آموزش در آمريکا اطلاع دارم. اولأ امتحان اجبارى براى ورود به دانشگاه در آمريکا وجود ندارد٬اين امتحان اجبارى فقط در ايران وجود دارد٬ به نظرم امتحانى که شما از آن ّصحبت ميکنيد
SAT  و ACT مى باشند٬ تعريف و اھداف اين امتحان از خود کالج برد بخوانيد: "

The SAT Reasoning Test is a standardized test for college admissions in the United States. The SAT is administered by the College Board corporation, a non-profit organization in the United States,[1] and is developed, published, and scored by the Educational Testing Service (ETS).  Map of states according to preferred exam of 2006 high school graduates. States in orange had more students taking the SAT than the ACT. The current SAT Reasoning Test is administered in about 4 hours and costs $43 ($68 International),[2] excluding late fees. Since the SAT's introduction in 1901, its name and scoring has changed several times. In 2005, the test was renamed as "SAT Reasoning Test" with possible scores from 600 to 2400 combining test results from three 800-point sections (math, critical reading, and writing)[1], along with other subsections scored separately (see details below).

The College Board states that the SAT measures critical thinking skills that are needed for academic success in college. They state that the SAT assesses how well the test takers analyze and solve problems—skills they learned in school that they will need in college. The SAT is typically taken by high school juniors and seniors.[3] The College Board states that use of the SAT in combination with high school grade point average (GPA) provides a better indicator of success in college than high school grades alone, as measured by college freshman GPA. Various studies conducted over the lifetime of the SAT show a statistically significant increase in correlation of high school grades and freshman grades when the SAT is factored in.[4]

There are substantial differences in funding, curricula, grading, and difficulty among U.S. secondary schools due to American federalism, local control, and the prevalence of private, distance, and home schooled students. ACT/SAT scores are intended to supplement the secondary school record and help admission officers put local data—such as course work, grades, and class rank—in a national perspective.[5]

Historically, the SAT has been more popular among colleges in the coasts and the ACT more popular in the Midwest and South. There are some colleges that require the ACT to be taken for college course placement, and a few schools that do not accept the SAT at all. [

"

ترجمه مختصر: اس اى تى امتحان استدلال  است٬ يک امتحان استاندارد براى ورود به کالج در آمريکا است٬ اين امتحان با مديريت شرکت کالج برد و شرکت اجٶکايشنال تستينگ سرويس  برگزار ميشود.(توجه کنيد شرکت کالج برد و شرکت اجٶکايشنال تستينگ سرويس و نه دولت آمريکا يا دانشگاھاى آمريکا). کلج برد و شرکت اجٶکايشنال تستينگ سرويس شرکتھاى غير انتفاعى ھستند در ايالات متحده آمريکا. کلج برد اذعان ميدارد که امتحان براى سنجش ميزان تبحر استدلال و تفکر انتقادى  براى موفقيت در دانشگاه است. اين امتحان براى سنجش ميزان تفکر تحليلى و حل مسائل عمومى است "

ھمانطور که مى بينيد در اينجا صحبتى از  زبان اول٬ دوم يا سوم نيست٬ اين برداشت شما است که اين امتحان را اجبارى تلقى ميکيند٬ من و امثال من در آمريکا بدون کذراندن امتحان اس اى تى به دانشگاه رفتيم و تمام کرديم. و خيلى از دانشگاه ھا اين امتحان را اصلأ قبول ندارند. براى اطلاع به اين لينک مراجعه کنيد
http://www.collegeboard.com/student/testing/sat/calenfees.html
. براى اطلاع مختصر به اين لينک مراجعه کنيد
 
  http://en.wikipedia.org/wiki/SAT٬

 

 شما سعى در لوث کردن مسئله داريد که خودرا  از دروغگويى تبرئه کنيد و موضوع را با تبحر عوض ميکنيد و ميگوييد که " موضوعات محوري برنامه هاي آموزش ابتدايي عبارتند از: زبان انگليسي ، متون قرائتي ، مهارتهاي زباني ، آمار / رياضيات ، مطالعات اجتماعي / تاريخ و علوم"

من و يا بقيه بلوچھايى که در اين گفتمان شرکت کرده اند صحبت از موضوعات محورى برنامه ھاى آموزشى نکرده ايم و فارسي در آمريکا ھم نبايد از موضوعات محورى آموزش در آمريکا باشد زيرا ھمه ايرانيان به آمريکا تازه وارد ھستند. و ھمانطور که عرض کردم اين امتحان که شما از آن صحبت ميکيند براى ھمه دانشگاھا اجبارى نيست٬ اينجا است که شما دوباره دروغ ميگوييد٬ لطفأ به خود سايت کالج برد مراجعه کنيد ٬ بعضى از دانشگاه ھا خصوصأ دانشگه ھاى غرب آمريکا نظير دانشگاھھاى ايالت کاليفرنيا٬ نوادا٬ اريزونا٬ اريگان٬ ايالت واشنگتن اين امتحان را قبول ندارند و اين امتحان ملاک قبولى به دانشگاه در آمريکا نيست. يک مورد ديگر براى شما شايد جالب باشد آزادى آموزش به ھمه زبانھا در آمريکا است٬ شما اگر بخواھيد ميتوانيد در کنار آموزش عمومى به زبان خودتان مدارس ابتدايى٬ متوسطه و دانشگاه داشته باشيد. شايد نه شما ولى بسيارى از شوونيستھاى ايرانى٬ شنيدن موضوع تحصيل به زبانھاى ديگر در کنار تحصيل به زبان فارسى لرزه به اندامشان مى اندازد. به نظر ميرسد که شما از مکتب آقاى محمد امينى بر خاسته ايد که ھمه خواسته ھاى بر حق مليتھاى ايران  را به ديده توطئه بيگانه و استعمار مى نگريد ولى توطئه و استعمار خود بر عليه مليتھا را بر حق و قانونى جلوه ميدھيد. فرق شما با توطئه استعمار که شما از آن نام مى بريد چيست؟ در کشورھاى ديگر حداقل نوعى آزادى نسبى براى اقليتھا وجود دارد ولى در ايران آزادى نسبى ھم وجود ندارد براى ھمين است که ايران در صدر جدول مبارزه براى حصول حقوق زبان مادرى است. من نميخواستم در مورد فرھنگ صحبت کنم زيرا حساب فرھنگ از زبان جداست اگر چه زبان يکى از مٶلفه ھاى فرھنگ است٬ ولى چون شما به آن گريز زده ايد ناچارم که اشاره اى به آن بکنم. اين عظمت فرھنگى در ايران که شما از آن صحبت ميکنيد کجاست و چه کسانى در آن سھم دارند؟ اين عظمت فرھنگى که شما از آن صحبت ميکنيد گويا ھميشه در انحصار افرادى مثل شما بوده است زيرا عقيده داريد که ميراٽ شماست. بختک عظيمترين فرھنگ دنيا شما را به جايى رسانده است که تمدن و فرھنگ افريقا٬ چين٬ ھند٬ مصر٬ عراق را که قدمت و عظمت آنھا اگر بيشترنباشند کمتر از عظيم ترين  فرھنگ شما نيستند را ناديده ميگيريد. اين زبان ھخامنشى٬ ساسانى که شما به آن افتخار ميکنيد٬ ھيچ زمان زبان مکاتبه و ادبى در زمان خود آنھا نبوده است٬ اصولأ خطى به نام فارسى يا پارسى وجود نداشته است٬ خط آقايان ھخامنشى ھا خط بين النھرين بوده است که از اجداد اعراب عاريه گرفته بودند٬ اگر توجه بکنيد ھمه کتيبه ھاى آنھا به سه يا دو زبان نوشته شده اند٬ زبان بابلى٬ يونانى و زبان ھخامنشى که زبان مکاتبه ھخامنشى مجموعه اى از ھزوارشھا بوده است٬ ھخامنشى ھا چوپانھاى دوره گردى بوده اند که اھميتى به نوشتن نميداده اند(ھمين خصلت ھخامنشيھا به ما بلوچھا به ارث رسيده است و ما ھنوز تاريخ و زبان مدون ايجاد نکرده ايم٬ نگران نباشيد٬ ما اين عظيمترين فرھنگ دنياى شما را حفظ کرده ايم٬ اين زبان ما ھنوز پيشوند و پسوندھاى ساسانى شما را حفظ کرده است٬ و حتى قواعد زبان ھخامنشى و ساسانى را بدون ياد داشت و کتاب نيز حفظ کرده است ) به ھمين دليل وقتى که اقدام به تأسيس الفباى ھخامنشى کردند از زبان بابلى و يونانى کمک گرفتند و ھزوارشھايى چند ھزار و چند صد ھزاره درست کردند که نتيجه ضعف شديد زبان ھخامنشى بوده است. زبان فارسى شما الفباى خودرا از آرامى٬ عبرى و عربى عاريه گرفته است يعنى الفباى شما سرچشمه اصيل ندارد٬  اين است فرھنگ عظيم شما. متأسفانه اين فرھنگ خود بزرگ بينى شما سد توسعه انسانى شما است به حدى که منجر به خلق فرھنگ خود شکنجگى نظير زنجير زنى٬ قمه زنى٬ تقليد(تنزل به حيوانيت و سلب تفکر از انسان)٬ مرده پرستى( حضرت حسين٬ حسن...) شده است اگر شما به اين اندازه ضد عرب ھستيد پس چرا ھر ساله ھزاران نفر از شما جان خودرا قربانى حضرت حسين و حسنى ميکنند که عرب بوده اند و 1400 سال پيش دنيا را بدرود حيات گفتند و از طرفى مقاله شما اعراب خوزستان ايران را جزو اعرابى مى پندارد که به ايران حمله کردند و مقاله شما قدرت تشخيص اين را ندارد که حجازيھا به ايران حمله کردند و نه ھمه اعراب زيرا ھمه عربھا در حمله به ايران ساسانى نقش نداشتند و فقط عربھاى حجاز بودند که به ايران حمله کردند و اين عظيمترين فرھنگ دنيا مغلوب حجازيھا شد. اين فرھنگ عظيم شما وحشى ترين رفتار حيوانى مثل زنجير زنى و قمه زنى را جزئى از رفتار نھادينه شده انسان شما کرده است. اين فرھنگ عظيم شما شکنجه را نھادينه کرده است. پس به خودتان خيلي وعده ندھيد که شاھکار زده ايد.

 من معتقدم که ما نياز به يک زبان مشترک براى ارتباط و تجارت داريم و اين زبان مشترک ميتواند زبان فارسي باشد زيرا ھمه اين زبان تحميلى را ياد گرفته اند ولى چه کسى گفته است که دروس شيمى٬ فيزيک٬ رياضيات به زبانھاى محلى باشند٬ و اگر ھم باشند اين مشکل خود مليتھاى ساکن ايران است که آن را حل کنند و شما نگران آن نباشيد٬ اگرچه تدريس دروس ميتواند به زبان محلى باشد ولى مسٶلين محلى ميزان تأثير آن در يادگيرى را به سنجند. به عنوان نمونه ميتوان از کلاس اول تأ پنجم به زبان محلى تدريس کرد و از کلاس ششم تا دوازدھم به زبان فارسي تدريس کرد و ياد گرفت و از مقطع دانشگاه  تا پايان به زبان انگليسى تدريس کرد و ياد گرفت. اين شايد بھترين برخورد با مسئله زبان مليتھا باشد. ھمه تھمت ھاى جنابعالى در مورد سازمانھاى فعال مليتھا که آنھا را ساخته سيا ميدانيد کاملأ بى اساس است زيرا آمريکا٬ و بقيه استعمار ھيچ منا فعى در دموکراتيزه شدن ايران و تدريس زبان مليتھا ندارند٬ در واقع دموکراتيزه شدن ايران٬ و تدريس به زبان مادرى مليتھا به ضرر استعمار تمام خواھد شد زيرا در آن صورت استعمار يک نکته کنترل بر ايران نخواھد داشت٬ ولى اگر ديکتاتورى بر ايران حاکم باشد استعمار فقط نياز به کنترل حاکميت دارد و نه چند حاکم. اگر ايران تبديل به يک دموکراسى شود استعمار نياز به کنترل چندين حاکم حتى نياز به کنترل 70 ميليون حاکم دارد يعنى برابر با جمعيت ايران که اين نوع کنترل مخارج استعمار را بالا ميبرد و بازدھى و منافع استعمار را به صفر ميرساند٬ اين نوع تفکر شما که سيا و استعمار حامى مليتھاى ساکن ايران است کاملأ بى اساس است زيرا استعمار نياز به جمعيت زياد و بازار بزرگتر براى بازدھى بيشتر دارد مثل جمعيت و بازار ھند و چين که توليدات بيشترى به آنھا بفروشد و نه جمعيت کم که مخارج استعمار را بالا ببرد. اگر ايران به قول شما چھل تکه شود٬ استعمار حتى حاضر به گذر از اين چھل تکه نخواھد شد٬ زيرا به جاى يک بار٬ بايد چھل بار مخارج به پردازد. زياد ھم به منابع طبيعى ايران ھم تکيه نکنيد زيرا استعمار منابع طبيعى بيشترى در آمريکاى لاتين٬ آسياى جنوبى٬ قفقاز٬ آسياى مرکزى... پيدا کرده است که نيازى به استخراج 5 کيلو اورانيوم اصفھان ندارد٬ در عوض پانصد ميليون تن اورانيوم از قزاقستان استخراج خواھد کرد. نفت آذربايجان٬ ترکمنستان٬ را جايگزين نفت ايران کرده است. ھمه بھانه ھاى شما براى گريز از حل مسئله مليتھا يکى پس از ديگرى نقش بر آب شده است و بيش از اين بردى ندارد٬ و خوشبختانه تعداد طبقه متوسط مليتھاى ساکن ايران افزايش يافته است و ھمين افزايش طبقه متوسط مليتھاى ساکن ايران است که شما را به چالش زبانى٬ فرھنگى٬ سياسى کشيده است و نه لولوى استعمار که شما ميخواھيد ھمه را از آن بترسانيد.
اين جنبش عدالتخواھى مليتھاى ساکن ايران حاصل افزايش تعداد طبقه متوسط مليتھاى ساکن ايران و حاصل رشد سياسى اين طبقه متوسط مليتھاى ساکن ايران است. اين طبقه به رشد خود ادامه خواھد داد و دچار وقفه نخواھد شد٬ زيرا افزايش تعداد طبقه متوسط مليتھاى ساکن ايران باعث پيدايش موج جديدى از نسل جوان مليتھاى ساکن ايران خواھد شد و شما را به چالشھاى بيشترى خواھد طلبيد. شما ديگر نمى توانيد يکپارچگى ايران٬ مذھب٬ شستشوى مغزى مذھبى٬ تقويت مثبت ذھنى براى يکپارچگى٬ دين و مذھب٬ اتحاد را بھانه کرده و به عنوان اھرم غلبه خود بر مليتھاى ساکن ايران استفاده کنيد. خورشيد غلبه شما بر مليتھاى ساکن ايران در حال غروب است. 

پيام اميد
دسامبر 2007