گروگانگيرى اتباع خارجى در سيستان و بلوچستان و در ايران

 

آيا واقعأ بلوچھاى ايران گردشگران خارجى را که به اقتصاد بلوچھا و ايجاد کار بطور مستقيم با خريدھاى خود و پرداخت مخارج ھتل٬ رفت و آمد و گردشگرى کمک ميکنند٬  به گروگان ميگرند يا اين يک طرح ھماھنگ شده از طرف اطلاعات و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران و ملاھاى ايران است که  امتياز سياسى٬ اقتصادى  از کشورھايى که اتباعشان به گرونگان گرفته ميشوند٬ بگيرند؟

اگر تاريخ معاصر سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران و سپاه قدس آن را و اداره اطلاعات را بررسى کنيم به وضوح در خواھيم يافت که گرونگان گيرى٬ آموزش گروگانگيرى٬ فراھم آوردن امکانات گروگانگيرى٬ طرح و نقشه ھاى گروگانگيرى در سطح بسيار وسيعى

در ايران٬ لبنان٬ عراق٬ فلسطين٬ مصر٬ افغانستان از وظايف اسلامى٬ دينى و شرعى نيروھاى پليسى ايران بوده است.

براى اٽبات اين مدعا بعضى از فعاليتھاى اين دستگاھىا پليسى ايران را بررسى ميکينيم:

بعد از انقلاب بھمن ۵۷ وقتى که محمد رضا پھلوى براى درمان سرطان از آمريکا بيرون رانده شد٬ عمر تروھو رييس جمھور وقت پاناما اگر چه شخصيتى دموکرات و معتقد به دموکراسى راستين مشروطھ و مخالف سياستھاى محمد رضا پھلوى در زمان زمامدارى وى بود٬ فقط براى اداى فريضه انسانى خود به بشريت به وى پناه داد٬ و کشور پاناما نيز به دليل ناتوانى فراھم آوردن امنيت براى محمد رضا پھلوى  وى

را ترقيب به ترک پاناما کرد و در نتيجه آقاى محمد رضا پھلوى به مصر و انور سادات پناھنده شد٬ در ھمان روز اول ورود محمد رضا پھلوى به مصر٬ آيتھ اللاه خمينى تھديد به پرداخت قيمتى بس گران براى پناه دادن به پھلويھا از طرف انور سادات نمود٬ ھمانطور که اطلاع داريد٬ انور سادات در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ ميلادى بدست اخوان المسلمين ترور شد٬ اما ترور انور سادات بدست اخوان المسلمين چه ربطي به

سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و اطلاعات ايران دارد؟ در اينجا سعى خواھيم کرد که ارتباط آن را پيدا کنيم.

اگرچه اختلافات عميقى بين اھل سنت و شيعه وجود دارد ولى مذھب شيعه داراى اصول انعطاف پذيرى است که مذھب سنى اين انعطاف پذيرى را دارا نيست.

در مذھب شيعه ۳ اصول اساسى ھست که ھمه شيعه ھا از آن پيروى ميکنند٬ و اگر پيروى نکنند٬ گناه کار شناخته خواھند شد و روى بھشت را نخواھند ديد.

۱ – اصل تقييه – يک شيعه نييات خودرا را عليه ھر شخصى ٬ سازماني يا دولتى  پنھان ميدارد٬ در ظاھر با دشمن٬ و يا دوست ھمدردى ميکند ولى در خفا اھداف خودرا دنبال ميکند٬ که به اين وسيله به دشمن يا دوست ضربه بزند. دو رويى يکى از اصول اساسى مذھب شيعه است.

۲ – تقليد – ھر شخص شيعه اى موظف به تقليد٬ پيروى و دنباله روى از مرجع تقليد است٬ حالا اين شخص چه دکتر٬ يا مھندس باشد٬ چه کشاورز٬ چه با سواد و چه بى سواد باشد٬ پيروى از مرجع تقليد يک فريضه شرعى است که ھمه بايد آن را بجا بياورند. اگر توجه کرده باشيد

نورى ملکى نخست وزير عراق ھميشه از آيته اللاه سيستاني دستور ميگرد٬ يا مھندس بازرگان اولين نخست وزير ايران بعد از انقلاب از

آيته اللاه خمينى دستور ميگرفت٬ يا ابوالحسن بنى صدر٬ يا احمدى نژاد از ايته اللاه خامنه اى دستور ميگيرد.

۳ – مصلحت – مصلحت يکى ديگر از اصول شيعه است که بايد بدون چون و چرا اجرا شود٬ يعنى اينکه اگر يک سياست به نفع شيعه تشخيص داده شود٬ بايد اين سياست به اجراء گذاشته شود٬ حتى اگر اين سياست غير شرعى و غير انسانى باشد٬ مرجع تقليد ميتواند آن

را مجاز شمارد و مقلدان خود را از عذاب جھنم نجات دھد٬ پس مرجع تقليد ھمه کاره است که به جاى خدا عمل ميکند٬ و مرجع تقليد

مقام خدايى دارد.

اين سه اصل به شيعه ھا اجازه ميدھند که ھميشه براى پيشبرد اھداف دراز مدت و کوتاه مدت خود يک اتحاد و پيمان ھمکارى تاکتيکي و نه

استراتجيکى حتى با دشمنان خود داشته باشند. نظير اتحاد تاکتيکى جمھورى اسلامى ايران با القاعده و طالبان افغانستان که سپاه پاسداران

انقلاب اسلامى به آموزش و تجھيز افراد القاعده و طالبان افغانستان مشغول است که به امريکا ضربه بزند و امريکا را سرگرم القاعده در عراق٬ سپاه مھدى عراق و طالبان افغانستان کند تا امريکايھا خسته شده از جنگ به ايران حمله نکنند و بقاى جمھورى اسلام ايران

تضمين شود.

در ترور انور سادات سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران و سپاه قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران با ھمکارى حزب الله لبنان و  اخوان المسلمين مصر در يک اتحاد تاکتيکى طرح ترور انوار سادات را بوسيله اخوان المسلمين ريختند و در نتيجه رد پاى جمھورى اسلامى ايران در ترور انور سادات پيدا نشد.

نمونه ديگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران آموزش و تجھيز مسلمانان افراطى سنى مذھب در عربستان سعودى٬ کويت٬ اردن٬ مصر٬ سودان٬ اندونيزى٬ ماليزيا٬ تايلند٬ پاکستان است.

در کويت٬ ربودن ھواپيماى کويتى و انتقال آن به مشھد٬ انفجار سفارت امريکا در کويت که به وسيله ايادى جمھورى اسلامى ايران صورت گرفت.

بيشتر انفجارات و کشتن صدھا انسان بيگناه بدست اسلام گرايان تندرو سعودى با حمايت ٬ طرح و تجھيزات جمھورى اسلامى ايران صورت گرفته است.

حمايت جمھورى اسلامى ايران از حمس٬ جھاد اسلامى و آموزش و تجھيز آنھا نيز يکى ديگر از سياستھاى مرتبط با اصول سه گانه شيعه است.

ترور رھبران اپوزيسيون ايران بمدت ۲۹ سال موأيد ين مدعا است که ھمه ما با آن اشنايى داريم٬ رھبران ما يا بدست ايادى و تروريستھاى

جمھورى اسلامى ايران شھيد شده اند و يا بدست عاملان آنھا.

باندھاى ترور سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران٬ بسيج و انصار حزب الله ايران در طرح و اجراى گروگانگيرھاى اتباع کارجى در سيستان و بلوچستان نقش اساسى و عمده اى دارند.

اين سياست آنھا چندين ھدف را دنبال ميکند. اول اين که گروگانگيرھاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسيج به دولت جمھورى اسلامى ايران مجوز سرکوب وحشيانه و نسل کشى برعليه بلوچھا را توجيح ميکند. بمباران زنان و کودکان و مردان بيگناه بلوچ را براى رژيم راحت تر و بدون پيگرد ميکند. بلوچھا چه در اين گروگانگيريھا دست داشته باشند يا نه تأٽيرى در گورگانگيرى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ايران نخواھد داشت.

دومأ اين گروگانگيرھا به دول خارجى٬ سازمان ملل متحد و سازمانھاى مدافع حقوق بشر٬ بلوچھا را تروريست  معرفىميکنند و اپوزيسين ايران را نيز متقاعد ميکنند که بلوچھا گرونگانگير ھسنتد و مستحق مجازات. در اين صورت اعتراض ھيچ سازمان مدافع حقوق بشرى اعم از حقوق بشر ايران و حقوق بشر بين الملل را بر عليه جنايات رژريم جمھورى اسلامى ايران بر نمى انگيزد و سپاه و بسيج به کشتار مردم بلوچ بدون ھيچگونه نگرانى ادامه ميدھند.

سومأ بيشتر اين گروگانگيريھا در زمان گفتگوھاى ايران با دول مربوطه سر مسايل ھسته اى ٬  حقوق بشر٬ تحريمھاى اقتصادى انجام ميگيرند٬ به عنوان مٽال يک آلمانى و يک ايرلندى دردسامبر سال ۲٠٠۳که ھمزمان با مذاکرات

سازمان انرژى ھسته اى بين الملل با ايران به رھبرى آلمان و بريتانيا در اکتبر ھمان سال بود و ھمزمان با محاکمه جاسوس ايرانى و قاتلين دکتر شرفکندى بود.

گروگانگيرى يک آلمانى و يک سويسى در جزيره کيش٬ گروگانگيرى متخصص تاريخ اسلامى فرانسوى٬ دکتر استفان دادوينان در زمان مذاکرات ايران٬ فرانسه و آلمان بر سر مسايل ھسته اى ايران. گروگانگيرى اخير دو بلژيکى نيز از ھمين نوع است که در زمان سفر و مذاکرات آقاى ھاو يير سولانا به ايران صورت گرفت که آقاى سولانا را ترغيب به سياستى نرمتر در مقابل تصميمات اتحاديه اروپا بر عليه ايران نمايد.

طى اين اقدامات غير انسانى٬ ضد بلوچ و گروگانگيرى اتباع خارجى٬ جمھورى اسلامى ايران امتيازاتى را براى به تأخير انداختن سرنگونى ولايت سفيھان گرفته است و از اين بازى غير انسانى نھايت استفاده را کرده است. چگونه است که ھمه اين گروگانھا بدون صدمه ديدن ھمگى

آزاد شده اند٬ ھمگى در سلامت کامل به سر برده اند و بدون سروصدايى به وطن خود باز گشته اند. چرا ھيچ بلوچى خبر از محل اختفاى اين

گروگانھا و گروگانگيرھا نداشته است و ندارد٬ چرا رد پاى اين گروگانگيرھا در مرزھاى ايران با پاکستان و افغانستان پيدا نميشوند که محل اختفاى بيشتر بلوچھاى  ايران از ستم ملى و مذھبى ايران است٬ اگر اين گروگانھا به پاکستان و مرز پاکستان منتقل شده بوده اند٬ چرا مقامات پاکستانى خبرى از اين گروگانھا ندارند٬ حال آنکه ارتش گداى پاکستان ھميشه منتظر چنين حوادٽى براى دريافت صدقه از کشورھاى غربى است٬ حتى رييس جمھور گداى پاکستان٬ پرويز مشرف که ھميشه آماده دريافت صدقه کشورھاى غربى و سعوديھاست ھيچ خبرى و واکنشى از اين گداى پاکستانى در مورد اين گروگانھا شنيده و ديده نشده است.   

جمھورى اسلامى ايران اين ترفندھاى جنايى را بخشى از بقاى خود ميداند که براى زيستن اين سفيھان ولايت محصولى پربار بوده است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسيچ ايران اين جنايتھاى غير انسانى را بنام مردم بيگناه بلوچ٬  به نام مردمى که پشيزى ندارند که نان بخرند انجام ميدھند. بلوچى که نان براى خوردن ندارد از کجا و چگونه اسلحه تھييه ميکند که براى گروگانگيرى استفاده کند. بلوجى که ھيچگونه آموزش نظامى٬ تاکتيکى٬ استراتژيکى نديده است از کجا حرفهٴ طراحى٬ عمل و اجراى اينگونه اعمال را ياد گرفته است. بلوچ که اسلحه ھاى او طى دوران رضا شاه٬ محمد رضا شاه و ولايت سفيھان به مدت ۸٠ سال از او گرفته شده است از کجا و چگونه اسلحه بدست مى آورد که به منافع خودش اينگونه ضربه بزند؟ اميدوارم که جنبش بلوچھاى ايران٬ پاکستان و اپوزيسيون ايران اين جنايتھاى غير انسانى و غير اسلامى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسيج ايران را افشا کنند و به جھانيان بگويند که اين جنايتھا بدست جمھورى اسلامى ايران انجام ميگيرد و نه بدست انسانھاى گرسنه اى که محتاج يک تکه نان خشک براى زنده ماندن ھستند.

 

 

پيام اميد

سپتامبر ۲٠٠۷