تقويت مٽبت براى مجازات حداکٽر
بھانه ساختگى
حمله نظامى آمريکا به ايران تاريخ را براى ھمه ما ايرانيانى که درس عبرت از تاريخ
نگرفته ايم را تکرار ميکند و بخشى از جنبش چپ کمونيستى٬ دموکراسى خواه٬
جمھورخواه که به تحکيم قدرت ولايت فقيه در سالھاى ۱۳۵۸ به
بعد کمک کرد دوباره به صحنه آمده است که اين رژيم جھل و جنايت را نجات دھد٬ در آن سالھا جنگ
تحميلى ۸ ساله عراق بھانه موجھى بود آن زمان بعضى از نيروھاى آزاديخواه مرز
وطن پرستى و ملا پرستى را مخدوش کردند و خود و ديگران را قربانى ملايان رژيم کردند٬
ولى اين بار بھانه حمايت از رژيم جھل و جنايت موجه نيست ولى بدنه نامرٸ
ولايت فقيه کم کم خودرا بروز ميدھد و در برابر مبارزات آزاديخواھى و حقوق برابر
شھروندى قد علم ميکند. زمزمه اشتباھات گذشته بالا گرفته است که مبارزه با
آزاديخواھان حقوق برابر شھروندى ايران را عمده کرده که بقاى ولايت فقيه را تضمين
کنند.
ناسيونالسيتھاى
پان ايرانيست و پان کمونيستھاى سابق و پان ملايان فعلى ايران براى کشتار خلقھاى
ايران خط و نشان ميکشند. اين گروه اھداف جنگى خودرا انتخاب کرده است و بدون تحريک
آمريکا و خلقھاى تحت ستم٬ اقليتھاى ملى ساکن ايران را نشانه رفته است.
رژيم جمھورى
اسلامى در زمان جنگ ۸ ساله عميق ترين شکاف را بين مبارزين راه آزادى به وجود
آورد٬ فرزاندان راستين خلق ايران را به چندين دسته تقسيم کرده و در نھايت
نابود کرد و از بقاياى اين فرزندان برومند خلق به شکل چندش آورى سوء استفاده کرد و
فداييان اکٽريت٬ و توده را مأمور از ھم پاشى فداييان ديگر٬
مبارزان کرد٬ ترک٬ بلوچ٬ ترکمن٬ عرب٬ لر٬
بختيارى٬ جمھوريخواھان دموکرات سکولار و بقنيه مبارزان کرد و به چنان
موفقيتى دست يازيد که اين بازى را دوباره تکرار ميکند و چماقداران پان ايرانيست و
بعضى از جمھوريخواھان را دو باره به صحنه مى آورد تا به پايه ھاى سست خود استحکام
بخشد.
جمھورى اسلامى
با دکترين شکست خورده اقتصادى٬ اجتماعى خود جنگ با آمريکا و غرب را بھانه
کرده تا به بقاى خود ادامه دھد و اين مبارزان انحصار طلب دروغين آزادى اصل تقيه
شيعه را که اصل دو رويى و دروغ است بکار گرفته اند که اقليت مليتھاى ساکن ايران را
به
مسلخ به فرستند.
نمونه گوياى اين خط و نشان کشيدن آقايان على کشگر٬ دکتر حسين باقرزاده و داريوش ھمايون ھستند که در
مقالات خود به بسيج نيروى جلاد مشغول ھستند٬ مقالات ايشان از يک طرح پشت
پرده شبه ژنوسيدى بر عليه اقليتھاى ملى ساکن ايران حکايت دارد از اين رو اقليتھاى
ملى ساکن ايران بايد آماده جلوگيرى از اجراى اين طرح و دفاع از خود باشند. مقالات نامبردگان در اين پيوندھا قابل دسترس
است:
http://politic.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/14199/
مقاله آقاى باقرزاده٬ مقاله آقاى على کشگر http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=11557
٬ مصاحبه آقاى داريوش ھمايون با صداى آمريکا http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=11314٬
توجه شود که نام آقاى على کشگر با نام آقاى على کشتگر
اشتباه نشود به نظر ميرسد که اين مقاله متعلق به آقاى على کشتگر نيست بلکه متعلق
به آقاى على کشگر٬ على کشگر بدون 'ت' و تلفظ اين اسم فکر ميکنم kashgar, keshgar,
koshgar باشد که با تلفظ
keshtgar فرق دارد.
اگر اين مناديان دروغين آزادى عقيده بر پياده کردن حقوق
شھروندى و دموکراسى بر اساس منشور سازمان ملل متحد دارند
نه تنھا از ساختن بمب اتمى بدست ولايت فقيه جلوگيرى کنند
بلکه از تأسيس نيروگاھھاى اتمى نيز بايد جلوگيرى کنند. اگر چه استفاده
از انرژى ھسته اى سلح آميز حق مسلم ايران طبق پيمان بين
المللى جلوگيرى از گسترش سلاحھاى ھسته اى است ولى انرژى ھسته اى حق مسلم مردم و
دولتى است که داراى دموکراسى مشروطه و مسوٴليت پذيرى و جوابگويى در مقابل
خطرات انفجار و سانحه اتمى باشند.
بزرگرتين خطرى که ايران را تھديد ميکند نه حمله آمريکا به
ايران و مبارزات واھى و ساختگى جدايى طلبى که ساخته پان ايرانيستھاى ايران است
بلکه خطر انفجارات اتفاقى ھسته اى در اين نيروگاھھا است٬ اگر انفجارى صورت
گيرد٬ نه تنھا ھزاران انسان ايرانى جان خود را از دست خواھند داد بلکه محيط
زيست ايران آلوده به تشعشعات اتمى خواھد بود که براى قرنھا و نسلھاى آينده ايران
را تھديد خواھد کرد٬ که بچه ھاى ايران بدون دست٬ يا پا٬
کله٬ يک چشم به دنيا خواھند آمد٬ و جان ھزاران انسان کشورھاى ھمجوار
را نيز خواھد گرفت. ولى در ايران فعلى با اين حکومت ولايت وقيه و سفيه کسى را
ياراى باز خواست از دولتمردان ايران نيست٬ و دولت ايران به کسى جوابگو
نخواھد بود.
اگر ما انرژى ھسته اى ميخواھيم بايد اول مقدمات نجات جان
انسان ايرانى و جوابگويى آن را فراھم کنيم به اين معنا که دموکراسى مشروطه را
جايگزين حکومت ولايت فقيه کنيم٬ قوانين تخلفات را در قانون اساسى خود درج
کنيم و خيلى شفاف تخلف از قانون محيط زيست و انفجار ھسته اى اتفاقى و مجازات آن را
تأيين کنيم٬ و در آن زمان ھمه ما در جھت تأسيس نيروگاھھاى ھسته اى اقدام بکنيم.
پس مى بينيد که لازمه بدست آوردن انرژى ھسته اى استقرار
دموکراسى است و نه رفتن به جنگ اقليتھاى ملى ساکن ايران.
اين نظام جمھورى اسلامى ھم بحران زى است و ھم بحران
زا٬ به اين معنى که بحران مى آفريند که به زندگى و بقاى خود ادامه دھد و در
کنار آن پان ايرانيستھاى ايران را براى قتل عام اقليتھاى ملى ساکن ايران اجير کند.
اين ملايان شياد از شيوه روانشناسى تقويت مٽبت ذھنى براى گمراه کردن
چماقداران پان ايرانيست ھا استفاده ميکنند٬ ھمان شيوه اى که در ايران در ھر
ھفته از منبر
مساجد و حسينينه ھا براى تقويت مٽبت اطاعت مردم از
آخوندان استفاده ميکنند٬ در غرب اين شيوه را از طريق بلندگوھاى جمھورى
اسلامى ايران مٽل راديو صداى آمريکا٬ بى بى سى فارسى٬ راديو
فردا که بدست نفوذيان اطلاعات جمھورى اسلامى ايران اداره ميشوند و اعتراضات ضد جنگ
و سازمانھايى نظير کسمى(CASMII) که بدست سپاه پاسداران داير شده به پان
ايرانيستھاى خارج از کشور القاء ميکند که از اين پان ايرانيستھا٬
جمھوريخواھان و کمونيستھاى سابق کاپيتاليست شده تازه حداکٽر استفادن را بکند
بدون آنکه رد پاى ملايان ولايت فقيه در اين طرحھا ديده شود.
ھمه کشورھاى داراى انرژى ھسته اى به جز از کره شمالى٬
پاکستان٬ داراى دموکراسى ٬ جوابگوي و مسٶليت ھسنتد٬ که
دولت در مقابل سوانح و اتفاقات انفجار اتمى مسٶل و جوابگو به مردم
است٬ مردم ميتوانند دولت را به محاکمه بکشند و در صورت لزوم
وزيران٬ مديران مسٶل نيروگاھاى اتمى را محاکمه
کنند٬ به زندان بفرستدن و جريمه کنند٬ حتى روسيه نيز يک دموکراسى
نيم بندى دارد که مسٶلين دولت را در مقابل انفجارات
اتمى جوابگو ميکند. در جريان فاجعه انفجار ھسته اى چرنوبيل در شوروى سابق و روسيه
فعلى که در ۲۶ اپريل ۱۹۸۶ رخ داد٬
۵۶ نفر در ھمان لحظات اول انفجار ذوب و زغال شدند و
۴٠٠٠ نفر بر اٽر ابتلا به بيمارى سرتان جان خود را
در سالھاى اول بعد انفجار از دست دادند٬ ۶ ميليون و
۶٠٠٬٠٠٠ ھزار نفر ديگر ھنوز دچار سرطان
ھستند و در انتظار مرگ بسر مى برند٬ و ۴٠٠٠ ھزار
کودک تازه بدنيا آمده در سال ۲٠٠۲ ميلادى مبتلا به بيمارى
سرطان تيروييد ھستند و در انتظار مرگ نيز به سر ميبرند و محيط اروپاى شرقى٬
اروپاى غربى٬ اروپاى شمالى٬ اکرايين٬ بلاروس٬ روسيه و
شمال آمريکا را آلوده کرد که باعٽ مھاجرت دادن
۳۳۶٬٠٠٠ نفر شد که
۶٠٪ آلودگى نصيب فقراى بلاروس شد٬ که آٽار مخرب اين
فاجعه ھسته اى بعد از ۲۱ سال ھنوز ادامه دارد٬ از آن به بعد
امنيت نيروگاھاى ساخت شورى زير سٶال رفت و نيروگاھھاى ھسته اى ايران بدست
ھمان مھندسان شوروى سابق ساخته شده اند که ضريب امنيتى خيلى پايينى دارند٬
آيا اين نيروگاھھاى ساخت روسيه براى ايران خطرناکتر از حمله ساختگى آمريکا به
ايران بدست چماق داران خارج کشور حاکمان ولايت فقيه نيست؟
اول بايد جلوى اين
فاجعه درحال تکوين ھسته اى در ايران گرفته شود تا بھانه حاکمان ولايت فقيه براى
دعوت حمله آمريکا به ايران
از ميان برداشته شود٬ نه اينکه به جنگ اقليتھاى ملى
تحت ستم مضاعف ساکن ايران رفت.
اقليتھاى ملى ساکن ايرن ھيچ نقشى در حمله آمريکا به ايران
ندارند ويقين دارم که در جبھه اي جدا از جبھه حاکمان ولايت فقيه بر عليه
مھاجمان آمريکاي براى حفظ يکپارچگى ايران
عزيز به مبارزه خواھند پرداخت. براى نجات
ايران در صورت حمله آمريکا به ايران نيازى به ھمسنگرى و ھمسويى با حاکمان ولايت
فقيه نيست بلکه ما بايد در جبھه اى جداگانه براى حفظ يکپارجگى ايران متحد شويم و
جلوى تھاجم آمريکا به ايران و تخريب ايران را بدست آمريکاييان بگيريم.
پيام اميد
اکتبر ۲٠٠۷
payamomidvar@yahoo.com