سکوت مرگبار اپوزيسيون داخل و خارج از کشور و اصلاح طلبان حکومتى در مقابل قتل عام مردم بلوچ در ايران

 

در اين عصر سايبر سپيس (Sabre  Space)  کھ اطلاعات با سرعت نور حرکت ميکند٬ جھانيان بھ زندگى٬ استاندرد زندگى ٬ نجات جان انسانھا و حيوانات٬ حقوق بشر در سراسر دنيا اھميت ميدھند٬ زمانى کھ انترنت٬  جھان را تبديل بھ
 يک دھکدہ کوچک از آدميان کردن است٬ زمانى کھ يک اروپايى از اروپا در درد و رنج يک انسان بيگناہ در دارفور شريک ميشود و بھ کمک اين انسان دردمند ميشتابد و بھ دولت سودان اعتراض ميکند٬ زمانى کھ انسانھا بھ زندگى
 و حقوق حيوانات بھ اندازہ زندگى و حقوق انسان اھميت ميدھند٬ زمانى کھ ۵٠٠ نفر از اروپا براى نجات جان يک خرس پندا بھ چين سفر ميکنند٬ زمانى کھ خود ايرانيان ما بھ جمع ھمين فعالان حقوق حيوانات ميپوندند کھ جان حيوانات را نجات دھند٬ زمانى کھ اپوزيسيون خارج از کشور بھ خاطر پوشاندن سر يک دختر ايراني
 بدست نيروى انتظامى  روزھا و ھفتھ ھا در راديو٬ تلويزيون٬ بھ آن اعتراض ميکنند کھ البتھ بايد اعتراض شود زيرا حق اين دختر ايرانى پايمال ميشود٬ زمانى کھ وب سيت بعد از وب سيت٬ راديو بعد از راديو٬ تلويزيون بعد از تلويزيون براى ھفتھ ھا و ماہ ھا بھ رفتار دولت ايران با عراقيھا اعتراض ميکنند٬ کھ البتھ بايد ھم اعتراض بکنند٬ جاى بسى  تأسف است کھ اپوزيسيون خارج از کشور و اصلاح طلبان حکومتى کھ خود را حامى حقوق انسان و انسان ايرانى ميدانند٬  در بارہ کشتار مردم بيگناہ و فقير بلوچ بدست دولت جمھورى اسلامى ايران سکوت اختيار کردہ اند٬ ھيچ گروہ و سازمان فعال سياسى ايرانى اين کشتار را محکوم نکردہ ست.  کشتار بيرحمانھ  زنان٬ کودکان و مردم بي دفاع بلوچ٬ ٬  بدون محاکمھ و وکيل٬ با سرعت برق آسا بدست دژخيمان ولايت فقيھ گويا براى اپوزيسيون خارج از کشور و اصلاح طلبان حکومتى قابل تأييد است٬
و شايد ھم خوشايند ھم باشد.ظاھرأ از شواھد چنين بر مي آيد کھ ايرانيان اکٽريت فارس زبان٬ بلوچھا را خودى نميدانند و بھ نظر ميرسد کھ از کشتار زنان و کودکان بيگناہ بلوچ  اگرلذت نميبرند٬
بدشان ھم نمي آيد٬ انسانيت حکم ميکند کھ ھيچ انسانى نبايد از کشتار انسانى ديگر خوشحال شود٬ ولى در مورد کشتار بلوچھا اينطور بھ نظر ميرسد کھ ھمھ ايرانيان فارس زبان متحدانھ با سکوت خود در بارہ کشتار بلوچھا  با دولت ولايت مطلقھ سفيھ ھمراھى ميکنند. فقط در ۳٠ روز کذشتھ دولت جمھورى اسلامى ايران ۲۲ جوان بلوچ را در بلوجستان ايران بھ اتھام واھى قاچاقچى و اشرار٬ بدون پايھ و اساس  اعدام کردہ است٬ کھ از اين ۲۲ نفر ۱۱ نفر در ملأ عام اعدام شدہ اند و ۱۱ نفر در خيابانھاى زاھدان٬ ايرانشھر٬ زابل٬ چابھار٬ سراوان و نيکشھر بھ رگبار گلولھ بستھ شدہ اند٬ ھر چند کھ ايرانيان فارسى زبان اکٽريت ھيچگاہ بھ بلوچ و مشکلات آنھا اھميت ندادہ اند ولى از زمان اعلام موجوديت جنداللْاہ و حملھ تاسوکى کھ عدہ اى بيگناہ  نيز بدست جنداللْاہ کشتھ شدند بنظر ميرسد کھ ايرانيان فارسى زبان اکٽريت با سکوت خود با دولت جمھورى ولايت سفيھ در ادامھ کشتار بلوچھاى ايران ھمصدا شدہ اند.
شايد اين سکوت مرگبار اپوزيسيون خارج و داخل کشور و اصلاح طلبان حکومتى نشان نفرت بيش از حد اکٽريت فارس زبان ايران نسبت بھ بلوچ باشد. اين سوأل پيش ميآيد کھ آيا اکٽريت فارس
زبان ايرانى بلوچھا را بھ ديدہ دشمن مينگرد يا بھ ديدہ ھموطن و شھروند ايرانى؟ نميگويم دوست زيرا احتمال ميدھم کھ بلوچ در ايران دوست فارس زبان اکٽريت ندارد.
اگر اکٽريت فارس زبان ايرانى بلوچھا را بھ ديدہ ھموطن و شھروند ايرانى مينگرد پس چرا در مقابل اين ھمھ کشتار بيرحمانھ بلوچھا بدست رژيم سکوت کردہ اند. آيا تا حالا پيش آمدہ است کھ
اپوزيسيون ايران در مقابل کشتار بلوچھا موضع گيرى کند و کشتار زنان و کودکان بيگناہ بلوچ را محکوم کند؟ اگر بپذيريم کھ اکٽريت فارس زبان ايران بلوچ را ھموطن و شھروند ايران ميداند و ميپذيرد چگونھ ميتوان اين سکوت را توجيح کرد و برخورد غير حرفھ اى آنھا را با بلوچھا را نيز حتى در خارج از ايران توجيح کرد کھ وقتى يک ايراني فارس زبان بھ يک بلوچ ميرسد قبل از احوال پرسى از او ميپرسد" شما افغانى ھستيد؟" يا "شما پاکستانى ھستيد؟". اگرچھ تبعيض  نژادى در اکٽريت فارس زبان ايران ريشھ اى عميق دارد ولى مگر اين اکٽريت فارس زبان قادر بھ يادگيرى نيست کھ حتى اين نوع برخورد را تغيير دھد و در عوض بپرسد کھ "شما از کجاى ايران ھستيد"٬ اين نوع جملھ تاٽير عميقى در نزديک کردن اقوام ايرانى را با اکٽريت فارس زبان خواھد داشت. شايد عدم رشد آزادگى فکرى علل در ديکتاتور پذيرى اکٽريت فارس زبان ايران باشد.
آيا با اين سکوت مرگبار اپوزيسيون در مقابل کشتار بلوچھا بدست جلادان رژيم از بلوچ انتظار داشت کھ خود را ايرانى بداند و در پى راہ و چارہ اى بھتر نيفتد. آيا انصاف است کھ فقط براى اينکھ بلوچھا در صدد احياى حقوق انسانى خود در چارچوب ايرانى يکپارچھ ھسنتد جدايى طلب ناميدہ شوند؟
حتى سازمانھاى چپ ايران کھ بطور سنتى طرفدار حقوق خلقھاى ايران بودہ اند اين بار در کشتار بلوچھا سکوت کردہ اند. گويا ھمھ سازمانھاى فعال مخالف رژيم جمھورى اسلامى قدرت تشخيص خودرا دربارہ فعاليتھاى اقوام ايرانى از دست دادہ اند و ھمھ اپوزيسيون ايران در اين برھھ از زمان وظايف خودرا مبارزہ با اقوام ميبينند٬.
تبليغات سوء جمھورى اسلامى قدرت تشخيص را حتى از سازمانھاى حقوق بشر ايرانى نيز گرفتھ است تا جايى کھ سازمانھاى حقوق بشر ايرانى سکوت مرگبار خود را در مورد کشتار بلوچھا
ادامھ ميدھند.
    
مگر ھمھ ما در اين مبارزہ بر عليھ اين ديو پليد ولايت سفيھ ھدفى مشترک نداريم٬ مگر حقوق انسانى بلوچھا چيزى بجز از حقوق بقيھ اتباع ايران است؟ اجازہ بدھيد کھ ياد بگيريم کھ حقوق
مدنى٬ سياسى٬ اجتماعى٬ اقتصادى ھمھ ما کھ خودرا ايرانى ميناميم يکى است و ھيچ يکى را بر ديگرى برترى نيست. بھ يارى ھمديگر بشتابيم ھمانطور کھ ما در موارد مختلف بھ يارى
 مليتھاى ديگر غير ايرانى دنيا ميرويم. اندکى از اين مھر انسانى را بھ ايرانيان خودمان اختصاص دھيم تا شايد بتوانيم بر اين ديو پليد ولايت سفيھ چيرہ شويم. اين يک اعتراض بھ ملت گرانمايھ فارس زبان نيست بلکھ گلھ اى است کھ از تھ قلب از طرف بلوچھاى ايران بھ ھمھ ايرانيان عزيز عرضھ ميشود تا شايد بھ تغيير روند فکرى ھمھ ما تأٽير بگذارد و ھمھ ما را در
اھداف انسانى خود يارى رساند.

 

 



پيام اميد
اوت ۲٠٠۷
payamomidvar@yahoo.com